مكالمه ای مبهم
April 11th, 2008
- تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم
و همین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی
- از كجا بدانم؟
Filed under كمی با خودم، كمی با شما |5 Responses to “مكالمه ای مبهم”
Leave a Reply
از هیج جا
درود
همه چیز دراین نوشنه عالیه محشره
ولی ازهمه چیز بهتر پاسخ است
ازکجا بدانم؟
مثل یک شعر
زیبا ست
و عمیق
gahi oghat sadegi vaghean ghabele setayeshe
hala be gomanat harfhaye sade ma ra be ebham miandazand ya pishide??
.
.
.
man be payan degar nayandisham ke ….
غربت را
حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی
و یا جایی
پشت لحظه های آشنا
همین که
عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت
تو غریبی