مثل سیل

May 13th, 2008

 

باران مثل سیل می بارد. می خواهم با دوربین موبایلم عكس بگیرم از باران و نمی شود. هنوز باید صبر كنم برای خریدن یك كانون چند مگاپیكسلی كه از چیزهایی كه من می خواهم بتواند عكس بگیرد. نوك دماغم را می چسبانم به شیشه و خیره بارانی می شوم كه مثل سیل می بارد. درختان گیلاس توی حیاط زیر باران می رقصند و گل ها با آن ظرافت و ملاحت شان می خندند. باران مثل سیل می بارد و من چقدر دوست دارم زیر باران باشم. دلم می خواهد تك تك قطره هایش را روی پوستم حس كنم كه می لغزند. دلم می خواهد موهایم زیر باران خیس شوند ، خیس خیس. دلم می خواهد جوانه بزنم…

از هر چه می خواهم عكس بگیرد؟ فكر نكنم بتواند. هیچ دوربینی هست كه بتواند عكس بگیرد از درختان رقصان یا گل های خندان؟ این را هم اگر بتواند می تواند عكس بگیرد از چشم ها وقتی آن قدر مهربان می شوند كه آدم طاقت خیر شدن بهشان را نداشته باشد؟ یا از نگاه های گوشه چشم شیطنت باری كه نثار می شوند؟ از غمی كه موج می زند چه، غمی كه آن قدر زیاد است كه به لحظه ای اشك های آدم را سرازیر می كند؟ دلتنگی های آْدمی را چه؟ تنهایی اش یا خشمش؟ … كاش می شد آنچه را كه چشم هایم می بینند برای ابد حفظ كنم، كاش می شد!


11 Responses to “مثل سیل”

  1. سالار on May 15, 2008 10:41 am

    ترجیح میدهم به خاطر بسپارم تا عکس بگیرم
    عکس را فقط میتوان دیدو مرور کرد ولی یک خاطره خیس را همیشه میتوانی لمس کنی
    با تمام وجودت . . .
    با تنامی احساست . . .

  2. محمدرضا on May 15, 2008 2:58 pm

    دوربين ها كه احساس را نمي فهمند! كاش حداقل چشم ها مي فهميدند…

  3. وحید on May 16, 2008 6:21 pm

    دوربین
    و عکاسی
    و از آن به بعد کلکسیون لبخندها و غصه های مردم
    کلکسیون دلتنگی های مردم

  4. elham on May 17, 2008 10:19 pm

    khob nemigi manam delam khaste bashe
    hei dele adamo ab bendaza

    KHEILI az lahzehaye nabe zendegi be ax nemiresand sorateshun kheili ziade
    mesle havapeimai ke sedasho ja mizare poshesh
    …ta bekhay az sheitanae cheshma ax bendazi masnui mishe
    ghabul nadari
    hala har chan ke bazigare khubi bashi
    bazam masnuie

    ama vase esesnahash bayad be fekrechare bud

  5. ali on May 18, 2008 9:12 am

    نمي دونم چند ميليون سال پيش بود که اولين دختر زمين رفت دنبال اولين پسر زمين تا آوردشو اين برگها رو که زير بارون مي رقصيدند بهش نشون داد.مي‌دونم که نمي تونست چيزي بگه اما نمي دونم چه قدر گذشت تا بعد ها يه دختر ديگه تونست رقص برگ ها رو براي يه نفر ديگه بگه. يا حتي چه قدر گذشت تا يه دختر ديگه تونست رقص بارون رو ديوار خونش بکشه تا وقتي شوهرش از شکار بر مي گرده ببينه يا چه قدر گذشت تا يه دختر ديگه تونست برا دوستش بنويسه که رقص برگ زير بارون چه قدر قشنگه اصلاً چه قدر طول کشيد تا يه دختر ديگه تونست اونو روي بوم نقاشيش بياره. يادمه عکس ها سياه بودندو سفيد، يادمه بعداً رنگي شدن، بعداً صدا هم داشتند بعداً سه بعدي هم شدن… اما هميشه يه چيزي کم بود اينا هيچ وقت رقص برگ تو بارون نمي شد…اينا هيچ وقت اون حس قشنگ تو ته دل نمي شد…نمي دونم چه قدر طول مي کشه تا يه دختر ديگه بتونه رقص بارون و برگو تو يه شيشه بکنه و بده دست دوستش اما مي دونم که هيچ وقت اينطور نمي شه..هميشه چيزي ازش کمه…شايد براي همينه که رو ديوار هيچ غاري عکسش نيست شايد براي همينه تو هيچ سنگ نوشته اي از رقص برگ نيست شابد براي همينه که … شايد براي همينه که اون دختر اون روز اون عکسو با موبايلش نگرفت…

  6. ali on May 18, 2008 9:13 am

    فائزه نوشتت خيلي قشنگ بود…pn:

  7. آلبالو خشکه on May 20, 2008 9:03 pm

    سلام دوست جونم
    خوبی فائزه جون؟
    نتایج ارشد اومده ، چی کار کردی؟
    امیدوارم تو قبول شده باشی ، من که حتی مجاز هم نشدم.
    انشاالله سال دیگه…

  8. mahya on May 22, 2008 1:59 pm

    dorost zamani ke dorbin mikharid…dorost az haman lahzei ke payetan ra az maghaze birun migozarid…
    khoshk sali mishavad nabarani mibarad…na kasi digar ehsasi darad…khosh sali mishavad….

    bavar konid…

  9. mahya on May 24, 2008 8:46 am

    mamnunam…unghadrha ham arzesh nadasht kebe khateresh khodetuno aziyat konid…

    bazam mamnun…

  10. maryam on May 25, 2008 7:35 pm

    dele man az hamashoon akx migire…
    aks e to ram gozashtam tu safheye avvale albome delam …
    delam badjoor vasat tangide….
    vase to… vase saeede va …

  11. یوسف on May 27, 2008 10:22 pm

    دست لطافت باران از گرمای آسمان بریده است
    و آلاچیق خانه ما گرم و سوزان

    سلام و درود
    اگر دیر آمدم مجروح نبودم کار داشتم زیاد
    به هر حال عذر خواهم
    نکته : این که

    مطالب وبلاگ از … به
    http://khabkhoshkhati.blogfa.com
    انتقال دادم ممنون می شم لینک وبلاگ را اصلاح کنید

    و اما
    خلال سیر روی حاوای پنجشنبه
    منتظر خواندن شماست بروزم

Trackback URI | Comments RSS

Leave a Reply

Name

Email

Website

Speak your mind