سمفونی مردگان
«پدر گفت: “جهیزیه ای كه به تو می دهم درخور آدمی مثل من نیست. ولی كسی كه به بخت خودش لگد بزند، بیش از این نباید توقع داشته باشد”. مثل همان حرفی كه سال ها پیش به آیدین هم زده بود: “تو لایق كت و شلوار پشمی نیستی. یك دست كازرونی نخی برات می گیرم كه دیگر خودسر حرفی نزنی”. و آیدین هیچ وقت آن كت و شلوار را نپوشیده بود…”»
سمفونی مردگان
نوشته عباس معروفی
انتشارات ققنوس
با همان نگاه نخست به كتاب، با دیدن آن چهره ی مومیایی شده ی غرق در تاریكی بر روی جلد، وهم سراپایمان را فرا می گیرد. حال كافی است كتاب را بچرخانیم تا كاملا آماده ی خواندن سمفونی ای شویم كه مردگان آن را می سرایند: «ساعت آقای درستكار بیش از سی سال است كه از كار افتاده؛ در ساعت پنج و نیم بعداز ظهر تیرماه سال 1325. ساعت سر در كلیسا سالها پیش از كار افتاده بود و ساعت اورهان را مردی با خود برده است، اما زمان همچنان میگردد و ویرانی به بار میآورد.
“سمفونی مردگان” رمان بسیار ستوده شده ی عباس معروفی، حكایت شوربختی مردمانی است كه مرگی مدام را به دوش میكشند و در جنون ادامه مییابند، در وصف این رمان بسیار نوشته اند و بسیار خواهند نوشت؛ و با این همه پرسش برخاسته از این متن تا همیشه برپاست؛ پرسشی كه پاسخ در خلوت تك تك مخاطبان را میطلبد:
كدام یك از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی كه به كسوت سوجی دیوانهاش درآوردهایم، به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها در ذهن او زنده مانده ایم. كدام یك از ما؟»
اگر شما هم مثل من- البته من دو سال قبل!- زیاد اهل رمان ایرانی نیستید؛ اگر نویسنده های بزرگ و كوچك آمریكای لاتین، اروپا و… را می شناسید اما مثلا نمی دانید “هوشنگ گلشیری” و “محمود دولت آبادی” كه هستند و چه نوشته اند یا حتی اسم “دایی جان ناپلئون” به گوش تان نخورده؛ شاید این كتاب بتواند كمی جذب تان كند!
سمفونی مردگان چهار فصل یا به قول خود معروفی، چهار موومان دارد(البته موومان اول در ابتدای كتاب آمده و بعد در انتهای موومان چهارم ادامه پیدا كرده و داستان را تمام می كند). هر فصل از زبان یكی از شخصیت ها و با زاویه ی دید خاص خود روایت می شود.
این رمان داستان زندگی خانواده ی اورخانی است. پدر، جابر اورخانی، تاجری موفق است، كه با همسر و چهار فرزندش در اردبیل زندگی می كند. یوسف به دنبال حادثه ای علیل و دیوانه می شود. آیدین و آیدا هركدام به شكلی بر اثر فشارهای بی حد و حصر پدر و… نابود می شوند و اورهان كه محبوب پدر است نیز، رنگی از خوشبختی نمی بیند.
سمفونی مردگان را كه بخوانید شاید شما هم به این نظر برسید كه این كتاب بیش از آنكه داستان زندگی یك خانواده باشد، داستان زندگی یك نسل در این سرزمین است. داستانی سرشار از حماقت، ظلم و مظلومیت، تردید، درماندگی و عشق. سمفونی داستان آدم هایی است كه كشته می شوند، هركدام به نوعی. و راستی كدام مان می تواند بگوید كشتن روح آدمی جنایتی هولناك تر است یا جسمش؟ آیدین شاعر كه باید فخر خانواده خوانده شود، به تحریك های ایاز پاسبان مایه ننگ نامیده می شود، او كه باید در پناه حمایت های پدر رشد كند و ببالد، كارگری پیشه می كند و اسیر زیرزمین كلیسایی می شود، و سرانجام نیز اورهان فقط به دلیل حسادت و حب ثروت است كه نمی تواند تحملش كند. آیدا قربانی جهل و تعصبی كور است و… تنها قسمت شیرین كتاب، عشق آیدین و سورملینا نیز سرانجامی خوش ندارد. گویا سمفونی مردگان می خواهد به ما ثابت كند كه نسلی در این سرزمین زیسته اند كه تمام زندگی شان با مرگ پیوند داشته. نسلی كه هر چهار فصل زندگی شان زمستانی طولانی بوده و صدای كلاغ هایی تمام ذهن شان را پر كرده كه مدام می گفته اند: برف، برف، برف…
Filed under با یك كتاب |9 Responses to “سمفونی مردگان”
Leave a Reply
رمان وحشتناک قشنگی است!! فضاسازی ها و شخصیت پردازیهایش عالی از آب در آمده. از آن کتابهایی بود که وقتی دستم گرفتم تا آخرش یک نفس رفتم!! واقعا عالی بود
انشاء الله خواهيم خواند
ما كه البته رمان ايراني، زياد هم مي خوانديم
سلام. رمان خوبی است. ولی بعضی جاها یک خورده پیچیده میشود.
سلام گلم.وب جالبی داری گلم
یه خبر جدید وب دومم رو هم ساختم.http://nono-o-jojo-o-dadash.blogfa.com خوشحال می شم که حتماً بهم سر بزنی و نظرتو راجع بهش بگی. اما یادت نره که حتماً خودتو معرفی کنی و اگر هم مایل به تبادل لینک با وب جدیدو بود اونو به اسمه
ღ♥ღ نونو و جوجو و داداش شهاب ღ♥ღ لینک کن و منم خبر کن تا لینکت کنم گلم.
تنهام نذاری ها. دوست دارم.
اولی هم اگه خواستی با اسم ” یه نی نیه تنهای تنها ” لینک کن.
درود
به احترام سمفونی مردگان در اینجا یک دقیقه سکوت می کنم
سلام وب خوبي داري از اينكه از خاتمي حمايت ميكني خوشحالم به وب من هم بيا
http://padeh.javanblog.com/
vaghti ye dasteno yeki dge mige jakhalihaye nashi az un dastan barat por misheha! sahyad man mesle to tu nakhesh narafte budam
ye jasho kheili dus dashtam: vaghti angoshteto mizari ru chashmat o mimaluni derakht 2 ta mishe asemun tekun mikhore yeki divune mishe ….ba ye angosht mishe hame donya ro charkhund(donya ru angoshte to micharkhe)
ba ye jae dge k neshun mide marufi mitarse cheshmasho dar lahzehaye ghashang bebnade chon mitarse pelk k zad o baz kard dge nabinatesh ..miduni cheghad be in pelk nazanesh fekr kardamo ye zhurae shodam:D(tuye ye sheresham bud )
chan ja dge ham dus daram:d
سمفونی مردگانبيرون از قضایایی (حكم ابلهانه شلاق) كه به “معروفيت” معروفي انجاميد، چيز در خور اعتنايي نيست
آن قصايا هم بدون حمايت وسيع و حيرت آور غرب از جنبش به اصطلاح اصلاح طلپي اصلأ مطرح نمي شد
اورهان قربانی شد.قربانی توجهات احمقانه پدر مرتجعش.به مراتب بدتر از آیدا و آیدین قربانی شد
آتش گرفتن و سوجی شدن شرف دارد به اورهان بودن و اورهان ماندن
من که می خوام اورهان نباشم
شمارو سنه نه!!!