دخترك
April 21st, 2009
به داشتنت می نازم دخترك.
هیچ گمان می كردی روزی این چنین بی ترس، بی واهمه، بگذری از عرف، از سنت… با جنگ و دعوا نه، با گناه و عذاب نه، آرام و مطمئن، بی ذره ای خیال غیرطبیعی بودن كه تو طبیعتت را زندگی می كنی همان جور كه هست، بی رنگ و لعاب هزار رسم رنگارنگ كه لابلایشان بزرگ شده ای!
دخترك شیدایی ات را دوست دارم كه این چنین بی تابانه رنگ خود را به زندگی ات زده است و صراحت و شجاعتت را كه خود را آن چنان كه هست می نمایاند، بی خیال شكسته شدن غرور و كوچك شدن و هزار بهانه جور به جور.
آی دخترك، زیباست سرخی چهره ات در پس هر كشف شدنی و شرم معصومانه ات پی هر كشف كردنی… به راستی می نازم به داشتنت و به راستی می ترسم از داشتنت دخترك، دخترك كولی ای كه من ام!
Filed under كمی با خودم، كمی با شما |8 Responses to “دخترك”
Leave a Reply
sallam
please come in and read my story….and say something about that…i will be happy if you come…
درود
دخترک اینجا کیمیاست چون دیگردخترک ها چهره شان در پس هر کشف شدن سرخ نمی شود .
دخترک اینجا ادم را دلتنگ می کند.
به داشتنت می نازم دخترك.
…………..
…
……..
…………..
……
…………!
من نیز به عقیده پابرجایت…
خوش به حالت دخترک!
از پس قرن ها، از پس سنت ها ، از پس انسانها به حقیقت رسیدن هنری است که دخترکان یاد گرفته اند،طرز استفاده اش رانشاید همه.
…………
be dashtanat minazam ….
minazam dotarak …
…………………….
mishkanim hesararo … va nafas mikeshim …
vaghti ke manim…..