بنفش

March 1st, 2010

 

چشم های تو در خیال امروز من بنفش اند و تو مردی هستی كه با دست هایت معجزه می كنی. در خیال امروز من دست های گرم تو هرچه یخ است آب خواهند كرد و حتی شاید چند قطره اشك هم بر گونه های من بغلتانند كه دلم یخ زده از نهایت دلتنگی. در خیال امروز من لبان تو كولی اند و هیچ چیزی از آرامش و آقامنشی نمی دانند، و چشمانت بی هیچ شك ستاره های بخت اند برای آنكه چشم در آنها بگشاید. راستی، می دانم گل بنفشه كوچكی پشت گوشم سبز خواهد شد آنگاه كه چشم های تو خیره شان شود، چشم های بنفش تو…


2 Responses to “بنفش”

  1. maryam on March 1, 2010 6:51 pm

    :)

  2. ehsan on March 5, 2010 8:46 am

    آمدم اینجا دلم باز شود، حال شما هم که بدتر خودماست
    من هم شرح دلگیری از این ایام و آدمها را نگاشته ام. شما هم ببینید
    تولد پیامبر و امام صادق هم مبارک

Trackback URI | Comments RSS

Leave a Reply

Name

Email

Website

Speak your mind