دانایی
وقتی زنی نتواند به ندای قلبش اطمینان كند آنگاه دیگر خیلی چیزها را نمی داند…
Filed under كمی با خودم، كمی با شما | Comments (8)ترس
گاهی حسرت آدم های بی خاطره را می خورم. همان هایی كه می توانند با خیال راحت هر آهنگی را گوش بدهند. هر غذایی را بخورند. هر فیلمی را ببینند. هر پارك و كافی شاپی را بروند. هر خیابانی را پیاده گز كنند. هر شعری را بخوانند و هر كتابی را دست بگیرند… می ترسم از روزی كه تنها بمانم در شهری كه هیچ جا و چیز بی خاطره ای برایم نمانده…
Filed under كمی با خودم، كمی با شما | Comments (12)یك دعا!
خدای عزیز خودت می دونی كه اگه من از صبح ساعت 8 تا شب ساعت 9 هم كار كنم شكایتی نمی كنم. اما كارش باید كار باشه! پس لطف كن و این كار ما رو جور كن تا ما همچنان به پرواز خودمون ادامه بدیم و منم بتونم به قولم عمل كنم. بتونم عادت نكنم! عادت نكنم به دروغ و ریا. عادت نكنم به قانون جنگل، به سر هم كلاه گذاشتن، به زرنگ بازی و…
پس خدای عزیز لطفا درخواست منو در اولویت قرار بده، ممنونم!
پ.ن: انگار لازم به توضیح شد كه منظور از كار ذكر شده در متن بالا مثلا كار در یك اداره یا… نبوده، بلكه كاری است از جنسی متفاوت و برای هدفی متفاوت. كاری برای ادامه پرواز…
Filed under كمی با خودم، كمی با شما | Comments (10)